حاج ملا هادي السبزواري
26
شرح مثنوى
دمدم : دم نفس . تكرير ، اشارت است به تعاقب نفسهاى گرم او . و معنى بيت آن است كه : نى كه هر دم نغمه آرايى كند در حقيقت از دم نايى كند ( ( 15 ) ) در غم ما روزها بىگاه شد * روزها با سوزها همراه شد ن 1 16 - ك 2 10 بىگاه : ( فارسى ) به وزن بىراه ، وقت شام . ( ( 16 ) ) روزها گر رفت گو رو باك نيست * تو بمان اى آنك چون تو پاك نيست ن 1 17 - ك 2 11 روزها گر رفت : مراد از روزها انوار جزييه است ، كه فانيند در سطوع نور كل نور . * ( وَعَنَتِ اَلْوُجُوه لِلْحَيِّ اَلْقَيُّومِ ) * 20 : 111 . ( 1 ) ( ( 14 ) ) محرم اين هوش جز بىهوش نيست * مر زبان را مشترى جز گوش نيست ن 1 15 - ك 2 9 محرم اين هوش : يعنى بايد بىخود بود و گوش شد ، چنان كه حق تعالى فرموده : * ( لِمَنْ كانَ لَه قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى اَلسَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ ) * 50 : 37 . ( 2 ) ( ( 17 ) ) هر كه جز ماهى ز آبش سير شد * هر كه بىروز است روزش دير شد ن 1 18 - ك 2 11 هر كه جز ماهى : يعنى ماهى بحر حقيقت « هَل مِن مَزيدٍ » مىگويد . هر كه كام اندر اين نبرد زند لاف هل من مزيد درد زند هر كه بىروز است : يعنى مجرد از زمان و مكان و غيرهما . و مىشود بىفارسى فيروز باشد . يعنى مبارك و مظفر . روزش دير شد : يعنى دراز شد كه روزش روز ربوبى باشد * ( إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ ) * 22 : 47 . ( 3 ) يا روز الوهى باشد * ( يَوْمٍ كانَ مِقْدارُه خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ ) * 70 : 4 ( 4 ) و نسخ تغيير بسيار دارد در بسيار مواضع . و اينجا به تشابه پيروزى هم نوشتهاند و آن هم لا زمانى مىشود . و بعضى به معنى بىرزق گرفتهاند كه مانند ماهى ، عارف كامل است . و غير ماهى تعبير است از آنان كه چندان ظرفيّتى ندارند و به اندك افاضه قانع مىشوند . و « بىروزى » آن است كه بىبهره است بالمرّه . و روزش دير شد يعنى عمرش ضايع شد . * ( فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِه وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ ) * 35 : 32 . ( 5 ) ( ( 19 ) ) بند بگسل باش آزاد اى پسر * چند باشى بند سيم و بند زر ن 2 2 - ك 2 14
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء طه ، آيهء 111 . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء ق ، آيهء 37 . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء حج ، آيهء 47 . ( 4 ) قرآن كريم ، سورهء معارج ، آيهء 4 . ( 5 ) قرآن كريم ، سورهء فاطر ، آيهء 32 .